نقش آموزش جهتیابی و حرکت در استقلال و رشد اجتماعی نابینایان
در لزوم یادگیری تحرک و جهتیابی برای نابینایان بسیار نوشتهاند، اما آنچه در این نوشتار میآید برخاسته از تجربیات شخصی و استنباط اینجانب است. باید بدانیم در جامعهای که حقوق معلولان چندان جدی گرفته نمیشود و برای رسیدن به حداقلها باید تلاش زیادی کرد، ایستایی و سکون موجب میشود جامعه و مسئولان بیشتر تو را در حاشیه قرار دهند، زودتر از تصمیمگیریها حذف شوی و حقوقت نادیده گرفته شود. بنابراین، برای دیده شدن باید حضور فعال داشته باشی، تلاش کنی، بکوشی، گفتوگو کنی، متقاعد کنی و اندیشهها را تغییر دهی. حرکت، عامل پیشرفت و پویایی هر انسان متمدن و جامعهپذیر است. فرد نابینا با تمام محدودیتهایی که در محیط اطراف دارد، باید بیش از پیش تواناییهای خود را تقویت کند. یکی از مهارتهای مهم و اساسی در زندگی نابینایان، یادگیری تحرک و جهتیابی است. در اولین قدم باید بر آنچه در ذهنمان میگذرد غلبه کنیم و موانع ذهنی را برداریم؛ اینکه دیگران چگونه نگاه میکنند یا جامعه چه فکری میکند نباید ما را متوقف کند. این نگاهها و تفکرات، سرآغازی برای سقوط در ورطهی انزوا هستند. باید این موانع ذهنی را کنار بگذاریم، از قضاوت دیگران نهراسیم و برای آیندهای بهتر، با عصای سفید در دست، حرکت کنیم. واقعیت این است که آنچه جامعه معلولان و نابینایان تاکنون به آن دست یافتهاند، نتیجه حضور مستمر و مقتدرانه در جامعه بوده است. پس باید حرکت کنیم و خود را به جامعه بشناسانیم تا حقوقمان به رسمیت شناخته شود. من که تجربه یادگیری تحرک و جهتیابی را داشتهام، باید بگویم که شاید در گام اول سخت باشد؛ مواجهه با محیطی که ندیدهای و نمیشناسی، محیطی که هر لحظه دچار تغییر میشود و کسی این تغییرات را به تو اطلاع نمیدهد. این دنیایی است که باید با شنیدن صداها به آن وارد شوی و آن را بشناسی. لذا تمرکز حواس، دقت و شنوایی در تحرک و جهتیابی بسیار مؤثر هستند. همچنین، نباید از برخورد با موانع بترسی و باید با صبوری به مشکلات محیطی روبهرو شوی.